X
تبلیغات

طراحی سایت

قالب وبلاگ

اشک باران

طراحی سایت


اشک باران
sefid-e-tireh
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 6 شهریور1392 توسط نسیم

 

 

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 3 اردیبهشت1393 توسط نسیم


نوشته شده در تاريخ شنبه 16 فروردین1393 توسط نسیم

حس نابیه که کمتر وقتی نصیبمون میشه

مث یه سینمای ده بعدی میمونه

جسم و روحتو (هر کدوم از بخشای مختلف) به کار میندازه

یه حس خیلی خاصه...

تو اوج شادیش یه عالمه غم داره...

آروم آروم و نجیب و متین میاد و تا ته قلبت نفوذ میکنه...

عطرش بهترین عطر دنیاس

و

صداش از خاص ترین هاس

مثل یه هواپیما میبردت به جایی که دوست داری...

نمیدونم شایدم ...



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 14 فروردین1393 توسط نسیم


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 14 فروردین1393 توسط نسیم


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 14 فروردین1393 توسط نسیم
نوشته شده در تاريخ جمعه 1 فروردین1393 توسط نسیم



سال نو مبارک


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 29 اسفند1392 توسط نسیم


1-صبح ها که از خواب بیدار می شوید، دستگاه عیب سنج و ایرادگیر وجودتان را از کار بیندازید.

2-در معادلات زندگی هیچ گاه منفی فکر نکنید.

3-دلتان را تبدیل به اقیانوسی آرام نمایید نه یک مرداب ناچیز.

4-سعی کنید قلبی مقاوم داشته باشید، قلبی که مقابل گرم و سرد حوادث و ضربه های عاطفی همچون ظروف چینی با اندک ضربه ای خرد نشود.



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 27 اسفند1392 توسط نسیم

روزهای پایانی امسال را با یاد شهدایی که در ماه اسفند سالروز شهادتشان است به پایان برسانیم به امید عنایتی از آنها :


شهید حمید باکری:

تاریخ شهادت : 6 اسفند 1362 « عملیات خیبر »

مظلومانه شهید شد و تنها با ترکشی که گلویش را درید و خون از سرش جوشید و به شهادت رسید و بدنش  ماند تا انشاءالله با معلوم شدن قبر بی بی عالم ، بقیه گم شدگان هم پیدا شوند و مزاری پیدا کنند .


شهید محمد علی رهنمون :

تاریخ شهادت :6 اسفند سال   1362 « عملیات خیبر »

در خردسالی مادرش را از دست داد اما نه سرو صدا به راه انداخت و نه گریه کرد فقط برایش قرآن خواند .

می گفت مبارز انقلابی بی سواد به درد فردای انقلاب نمی خورد .

در گرمای اهواز درس خواند تا دکتر شد.

در بیمارستانی مشغول به کار بود که وقتی آقا را ترور کردند به آن بیمارستان بردند . شب و روز برای آقا زحمت کشید وقتی فهمید که آقا دعایش کرده خیالش راحت شده بود.

روز شهادت از بس تمییز بود می درخشید . حتی غسل شهادت کرده بود و لحظه شماری برای پر کشیدن در قنوت نمازش یا زهرا گفت و شهید شد .


شهید حاج حسین خرازی :

تاریخ شهادت : 8 اسفند  1365 « عملیات کربلای 5 »

وقتی امام عقدشان را خواند و مقداری پول به شان دادند تا بروند مشهد ماه عسل پول را داده بود به حاج احمد آقا گفته بود « جنگ تموم بشه ، زیارت هم می ریم .»

با خانمش دوتایی رفتند اهواز .

قبل از شهادتش جانباز شده بود و یک دستش زودتر از خودش وارد بهشت شد.

خمپاره خورد کنارشان همه سالم بودند غیر از حاجی .


شهید حاج محمد ابراهیم همت :

تاریخ شهادت : 16 اسفند 1362 « عملیات خیبر »

بارها از محبت بسیجی ها آسیب دیده بود از بس به حاجی هجوم محبت می آوردند . حنی یک بار انگشتش شکسته بود . 

تا شهادتش خیلی از همسنگرانش را از دست داده بود و غم آنها را چشیده بود .

از خدا خواسته بود تا در کشوری که امام نباشد نفس نکشد و به آرزویش هم رسید .

دندانی که پر کرده بود باعث شناساییش شد چون گلوله ی مستقیم چشم های شهلاییش را برده بود .


شهید حاج عبدالحسین برونسی :

تاریخ شهادت : 23 اسفند 1363 «عملیات بدر »

به کسب حلال اهمیت زیادی می داد و در این راه خیلی زحمت کشید .

طلبگی را دوست داشت اما وضعیت معیشتیش مانع از تحصیل علوم حوزوی شده بود .

ارادت عجیبی به حضرت زهرا داشت و بارها در زندگیش از او حاجت گرفته بود . 

بالأخره پیکرش در سالروز شهادت حضرت زهرا بعد از چندین سال تشیع و به خاک سپرده شد .


شهید حاج عباس کریمی :

تاریخ شهادت : 23 اسفند 1363 «عملیات بدر »

ازدواجش باعث نشد تا حضورش در جبهه کمتر شود .

نسبت به همسرش همیشه احساس شرمندگی می کرد .

همسرش می گفت : شش ، هفت ماه از ازدواجمان می گذشت اما عدد تمام روز و شب هایی که کنار هم بودیم شاید به دو هفته نمی رسید.



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 27 اسفند1392 توسط نسیم
قهر کرده اید انگار ؟ درست نمیگویم؟



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 22 اسفند1392 توسط نسیم





نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 21 اسفند1392 توسط نسیم

زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ

زندگی چیزی نیست که لب طاقچه ی عادت از یاد من و تو برود

زندگی شستن یک بشقاب است


سهراب



نوشته شده در تاريخ جمعه 16 اسفند1392 توسط نسیم

صبوری اتفاقی نیست

شاید آسون بیاد رو لب

خدا میدونه ایوبم

نمیشه حضرت زینب




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 14 اسفند1392 توسط نسیم

آدم های ساده را دوست دارم!


همان ها که بدی هیچ کس را باور ندارند!

همان ها که برای همه لبخند دارند!


همان ها که همیشه هستند!

آدم های ساده را باید مثل یک تابلوی نقاشی

ساعت ها تماشا کرد؛


عمرشان کوتاه است!!

بس که هر کسی از راه می رسد

یا ازشان سوء استفاده می کند!


یا زمینشان می زند!

یا درس ساده نبودن بهشان می دهد!

آدم های ساده را دوست دارم!


همان ها که بوی ناب “ آدم ” می دهند!!



 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 5 اسفند1392 توسط نسیم

راه نشانم بده

........

 


.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک